غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

100

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

شاهرخيه و او راتيبه واقع است تلاقى فريقين روى نمود و بعد از انگيختن غبار جنك و شين ماهيچه توق ميرزا سلطان احمد با كوكب سعادت اثر ظفر مقارنه اتفاق افتاد و ميرزا عمر شيخ گوركان عنان مراجعت بدار الملك خويش انعطاف داد بيت چنين است آئين گردون سپهر * گهى كينه ورزد بكس گاه مهر و بر وجهى كه سابقا مذكور گشت طاير روح پرفتوح عمر شيخ ميرزا بواسطه سقوط از بام كبوترخانه حسنى در روز دوشنبه چهارم ماه رمضان سنه 899 بجانب رياض جنت پرواز نمود و مدت عمر عزيزش سى و نه سال بود و از آن حضرت سه پسر عالىگهر و پنج دختر نيك‌اختر يادگار ماند اما از پسران بزرگ‌تر پادشاه بحر و بر ظهير الدين محمد بابر غازيست كه از قتلق نگار خانم بنت يونس خان تولد نمود دوم معز الدين جهانگير ميرزا كه دو سال از پادشاه با استقلال خوردتر بود و مادرش در سلك بنات بعضى از امراء تومان مغولستان انتظام داشت فاطمه سلطان نام سيم سلطان ناصر ميرزا كه والده‌اش از اندجان بود مسمات باميد و دختر بزرگتر ميرزا عمر شيخ خانزاده بيگم است كه همشيره اعيانى حضرت كشورستانى محمد بابر پادشاه است دختر دوم مهربانو بيگم بود كه از والده سلطان ناصر ميرزا تولد نمود سيم شهربانو بيگم كه او نيز همشيره اعيانى سلطان ناصر ميرزا است چهارم يادگار سلطان بيگم كه مادرش قونجى بود آغا سلطان نام پنجم رقيه سلطان بيگم و اين دو دختر بعد از فوت عمر شيخ ميرزا تولد نمودند و ميرزا عمر شيخ بعد از آنچه مذكور شد و منكوحه و يك سريت داشت از جمله زوجات يك زوجه الوس آغا بنت خواجه بيك بود و ديگرى قراگوز بيگم كه دعوى فرزندى ميرزا منوچهر ميكرد و قمانون سلطان بود از نسل مغولان ( و على اللّه الاعتماد و التكلان ) ميرزا الغ بيك گوركان در زمان حيات والد نامدار خويش بسلطنت مملكت كابل و غزنين و توابع و لواحق آن مفتخر و سرافراز بود و ايام دولتش امتداد يافته مدتى مديد در كمال عدالت و رعيت‌پرورى در آنولايت بايالت مشغولى نمود و چون سنين تاريخ هجرى از نهصد درگذشت آنخسرو نصفت‌آئين متوجه رياض جنت گشت و پسرش ميرزا عبد الرزاق بجاى پدر نشست اما بسبب صغر سن و اختلاف آراى امرا و اركان دولت از عهده ضبط آنولايت بيرون نتوانست آمد و ميرزا مقيم ولد شجاع الدين امير ذو النون ارغون از قندهار لشگر بسر كابل كشيد و شاه‌زاده را گريزانيده روزىچند آنبلده را جولانگاه خويش گردانيد و بالاخره حضرت سلطنت پناهى ظهير الدين و الخلافة محمد بابر ميرزا ولد ميرزا عمر شيخ بهادر خان بن سلطانسعيد ميرزا سلطان ابو سعيد هم عنان اقبال و تأييد بجانب كابل شتافت و آنخطه را به صلح از ميرزا مقيم گرفته پرتو انوار معدلتش بر اطراف ولايات سلطانمحمود غزنوى تافت بيت ملك محمود غزنوى نبوى * شد ز عدلش چو يثرب نبوى و تا غايت كه تاريخ هجرى باواخر ماه مبارك رمضان سنهء تسع و عشرين و تسعمائه رسيده آنخسرو معدلت‌آئين در آنمملكت بر مسند دولت و استقلال تمكن دارد و از غايت خيرانديشى نسبت بخدام درگاه سلاطين پناه شاهى